كدخبر: ۳۳۸۱
تاريخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۸۷ - ۲۰:۰۹
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
ابراهیم جاگرانی :
میان مردم جنوب تا شمال تفاوت از زمین تا آسمان است!!!
آن زمان وزارت خانه نیرو در خواب بود و مسئولین هم در آسایش! رسانه ملی، جنوب را مثل همیشه از یاد برده بود و مسئولین خودی و غیرخودی نیز جیکشان در نیامد. وزیر محترم لطف نموده و با ارائه طرح جیره بندی کمک بزرگی (البته از دید خودشون) به مردم جنوب کردند. اصحاب رسانه و خبرنگاران پایتخت نشین هم که کم لطفی خود را کامل نموده و فقط به جیره بندی اشاره نمودند.
تابستان است. اوج گرما، گاهی در جنوبی ترین نقطه کشور امثال بوشهر، دمای هوا به بالای 45 درجه سانتی گراد می رسد. کولر تنها وسیله خنک کننده ای است که فقط با برق کار می کند. در همین اثناء نیروگاههای کشور دچار افت تولید و ناتوانی در تأمین برق کشور می شوتد، مردم جنوب کشور علاوه بر اینکه گرمای خدادادی بالای 45 درجه را طاقت می آورند؛ باید با نبود برق و جیره بندی آن نیز بسازند. کارگر و کشاورز باید در گرمای سوزان کار کنند و به امید خنک شدن و استراحت به خانه برگردند اما دختر کوچولو با خواهش از بابا از او می خواهد تا او را با بادبزن به جای کولر خنک نماید و بابا تا صبح برای آنکه راحت فرزندش را مگسی و یا گرما آزار ندهد بیدار می ماند و او را باد می زند.
این مقدمه را نوشتم تا شما را بیاد تابستان گذشته و جیره بندی برق و گرمای بالای 45 درجه بیندازم. آن زمانی که ما برق نداشتیم ولی شب های تهران چلچراغ بود؛ ما در گرمای سوزان تابستان می سوختیم تا چراغ های سی و سه پل و عالی کاپو نصف جهان را منور نماید؛ ما باید می سوختیم و می ساختیم تا ساحل زیبای دریای خزر در استان های شمالی شب هم بتواند مردمانش را به آسایش برساند و...
آن زمان وزارت خانه نیرو در خواب بود و مسئولین هم در آسایش! رسانه ملی، جنوب را مثل همیشه از یاد برده بود و مسئولین خودی و غیرخودی نیز جیکشان در نیامد. وزیر محترم لطف نموده و با ارائه طرح جیره بندی کمک بزرگی (البته از دید خودشون) به مردم جنوب کردند. اصحاب رسانه و خبرنگاران پایتخت نشین هم که کم لطفی خود را کامل نموده و فقط به جیره بندی اشاره نمودند.
شبکه های استانی و سایت ها و وبلاگ های مراکز استان های جنوب تنها پشتیبان مردم بودند که صدای آن ها نیز فقط درون استان خود منعکس می شد؛ و تبدیل به مناظره و جر و بحثی شده بود بین مسئولین و خبرنگاران استان های خودشان.
اما بدانید که میان جنوب تا شمال کشور تفاوت از زمین تا آسمان است...
زمستان است. اوج سرما، گاهی در شمالی ترین نقطه کشور امثال تبریز، دمای هوا به زیر 0 درجه سانتی گراد می رسد. بخاری گازسوز تنها وسیله گرم کننده ای است که با گاز کار می کند اما...
اما اینجا گاز فراوان است، کشور در حال صادرات گاز به کشورهای همسایه می باشد. اما باز مردمان پایتخت نشین و شمالی کشور احساس سرما می کنند، آخر فشار گاز در آنجا کم است (توجه فقط کم است، قطع نیست؛ از جیره بندی هم خبری نیست) و زمانی که شمال کشور چنین مشکلی داشته باشد همه بسیج می شوند و دست به دست هم می دهند:
وزارت نفت اعلام می کند: مردم جنوب (بویژه بوشهر) باید گازی را که متعلق به خودشان است کمتر استفاده کنند. و اگر زورشان می رسید می گفتند اصلاً استفاده نکنند.
شخص وزیر اعلام می کند که اگر گاز را زیاد مصرف کنید جریمه می شوید.
رسانه ملی تمام وقت با تبلیغ و ساخت انواع پیام های بازرگانی از انیمیشن گرفته تا بحث کارشناسی مردم را وادار به صرفه جویی می کند.
روزنامه های صبح ایران هم که جای خود را دارد.
همه ی این کارها درست، نباید اسراف شود و رسانه ملی هم باید فرهنگ سازی نماید اما مگر آن زمان که مردم جنوب در گرما می سوختند نمی شد این روش ها را در پیش گرفت؟ چرا آن زمان در اوج گرما، برق را در میان خود جنوبی ها جیره بندی نمودند و شمالی ها بی خبر بودند ولی حالا جرأت جیره بندی گاز در شمال و پایتخت را ندارند و جنوبی ها باید تاوان پس بدهند؟ آهان نکند ما ایرانی نیستیم و یا از ایران سهمی نداریم؟ مگر مردم این خطه نبودند که دلاورانه مهمترین نقطه کشور که اکنون بزرگترین منطقه اقتصادی ایران و خاورمیانه و حتی جهان است را از دستبرد بیگانگان رها ساختند؟ هرچند که هنوز بیش از نیمی از این مردم از نعمت گاز بهره ای نبرده اند اما به دور از انصاف است این همه تبعیض بین مردمان یک کشور آن هم ایران...